«وب سايت چيست؟»

 وب سایت مجموعه ای از تعدادی فايل حاوی متن، تصویر،    گرافیک و ... متصل به هم بوده و غالباً شامل یك صفحه اصلی(Home Page) می‌باشد که بر روی یك خدمات دهنده اینترنتی (Server) قرار دارند و به عنوان مجموعه ای از اطلاعات توسط یك فرد، گروه یا سازمان تهیه و نگهداری می شوند و عموم مردم می‌توانند بوسیله اینترنت به آن دسترسی داشته باشند.

داشتن یک وب سایت خوب فاکتور بسیار مهمی برای جذب بازدیدکننده,نگه داشتن بازدید کننده و همچنین سئو است. سئو سایت به معنی انجام تمام فرآیندهایی است که باعث می شود سایت شما نتایج بهتری را در گوگل و سایر موتورهای جستجو کسب کند. به طور خلاصه سئو سایت یعنی از بین بردن مشکلات کدنویسی و قالب سایت شما و تعریف پارامترهای مناسب در آن برای

بهبود وضعیت رتبه سایت شما در جستجوگران.

ادامه نوشته

برداشت زعفران

غیبت غیر موجه مدیران بانکی

حاضر، غایب که می کردند تعداد زیادی از آقایان غایب بودند، همان هایی که قرار است وام ها را به تولید کنندگان واگذار کنند تا چرخ تولید در این استان دوباره رونق بگیرد.
باید پرسید آقای مدیر شعب! بی خیال دعوتنامه استانداری می شوید و به جلسه رفع موانع تولید تشریف نمی آورید خوب مختارید به طور حتم قدرتش را دارید که به استانداری نه بگویید، خوش به سعادتتان اما چرا ادعایتان را نسبت به این که می گویید متقاضیان به بانک مراجعه نکرده اند یا تعدادی از آن ها انصراف داده اند را همان طور غیابی توضیح نمی دهید.
معاون امور اقتصادی استانداری خراسان جنوبی اعلام کرد: بانک ها مشکل کمبود نقدینگی را مطرح نکرده اند بلکه اعلام شده متقاضیان مراجعه نکرده اند و یا انصراف داده اند آخر شما دیگر چرا آقای معاون؟
شما که می دانید در برخی بانک ها چه خبر است!
حتما مدیر شعبه گفته است ما که متقاضی نداریم چرا در جلسه حاضر شویم؟
آقای مدیر، باید می آمدید و می گفتید چرا متقاضی ها انصراف داده اند؟
درد چیست که درمانش کنیم؟
مقام معظم رهبری چه با درایت فرموده اند: « مشکلات مجموعه اقتصادی کشور را در درون کشور باید پیدا کرد»
امروز به هر خیابان بیرجند که نگاه کنی یکی در میان مغازه هایش یا بانک است یا موسسه مالی و اعتباری اما چه می شود که در ارائه تسهیلات بین 31 استان رتبه 28 را می گیریم؟
پول که هست شاید بانک نداریم!
نمی دانم رهبر انقلاب باید دغدغه شان نسبت به مسئله تولید داخلی را چطور برای برخی مدیران تشریح کنند که قابل فهم باشد دیگر از این بالاتر که ستون فقرات اقتصاد مقاومتی را تقویت تولید داخلی دانسته اند و در بخش های مختلفی توضیح داده اند که «ستون فقرات اقتصاد مقاومتی که ما عرض کردیم، عبارت است از تقویت تولید داخلی.
اگر این کار تحقق پیدا کرد و همت ها متوجه به این مسئله شد، مسائل کار به تدریج حل می شود، کار ارزش پیدا می کند، کارگر ارزش پیدا می کند، اشتغال عمومی می شود، بیکاری که یک معضل است در جامعه به تدریج کم می شود و از بین می رود، اساس کار، مسئله تولید است».
آن وقت مدیران شعبه در برخی بانک ها این قدر به خودشان زحمت نمی دهند که اگر عملکردی هم ندارند در جلسه حل مشکلات واحدهای تولیدی با بانک ها غایب نباشند.
یکی از روزنامه های اقتصادی تیتر زده بود شهرک های صنعتی قلب تولید می شوند« به طور حتم خبرنگار این گزارش از خراسان جنوبی آمار نگرفته بود چون براساس آخرین گزارش ها در حالی که همه مدیران پایتخت و شخص وزیر صنعت اعلام کرده اند که تا پایان شهریور وام های واحدهای تولیدی پرداخت می شود.
و اکنون که تنها 10 روز تا پایان شهریور باقی است در استان خراسان جنوبی تنها 10 درصد از اعتبار 405 میلیارد تومانی پرداخت شده و گزارش آماری صندوق ضمانت سرمایه گذاری صنایع کوچک هم در صدور ضمانت نامه ها به انگشتان یک دست می رسد!
البته شاید برخی مدیران اقتصادی استان که معضل را به آسمان تاریک بانک ها ربط می دهند نمی دانند که عده ای از مدیران شهرک های صنعتی ایران از مدت ها پیش سعی کرده اند، تنها به تسهیلات مالی اکتفا نکنند و بخشی از مشکلات را بدون نیاز به بانک ها برطرف کنند.
معاون سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی ایران در همین زمینه اعلام کرده است: در این راستا تفاهم نامه ای با شرکت فرابورس کالا جهت پذیرش صنایع کوچک و متوسط در بازار sme ها منعقد شده که صنایع می توانند با عرضه سهام در این بازار با فروش سهام، منابع مالی مورد نیاز خود را تأمین کنند.
خبرهایی که شنیدن آن شیرینی دارد اما موقع عمل که می شود لااقل در خراسان جنوبی به موانعی من در آوردی می رسیم که تولید کننده را وادار می کند همه چیز را رها کند و کارخانه اش را دو دستی تقدیم بانک ها کند.
اینجا این سوال به وجود می آید که آیا قوانین ایراد دارد یا خراسان جنوبی در تحریم داشتن مدیران دلواپس اقتصادی است؟

یک تولیدکننده دارد جان می‌دهد

« با خودم می گویم امروز کارخانه را تحویل بانک دهم بهتر از فردا است، دیگر توان و حوصله ای برایم نمانده، مگر قرار است در این استان چه جنایتی انجام دهم غیر از کارآفرینی و اشتغال، مگر درد بی درمان زخم های مالیات و بیمه کم نیست، چند نفر باید داشته و نداشته شان را بار کنند و از این استان بروند تا آقایان درک کنند، یک تولید کننده آن پایین دارد جان می دهد.» منظورش از آقایان مدیران بانکی است دلش گرفته، نمی خواهد حرف بزند، میگوید فایده ای ندارد، این قدر توپش پر است که به من هم گیر می دهد که شما خبرنگارها هم نمی روید کمی تحقیق کنید همین طور آماری که مدیران می دهند می نویسید در حالی که حاضرم برای اثبات اشتباه بودن این آمار سند و مدرک برایتان بیاورم.

ادامه نوشته

گزارشی از بند دره بیرجند: سیم، لول، بطری

شیشه های شکسته،پوست چیپس و پفک، لیوان یک بار مصرف ، بطری آب و عرق، سیم های ۲۵، ۱۵ سانتی متری ،کاغذهای لول شده و پوست تخمه و کمی جلوتر بوی تند پونه ها ی وحشی این ها محتویات یک سطل زباله نیست بلکه اینجا بخشی از منطقه نمونه گردشگری بند دره بیرجند است.

جاده ای که از انتهای خیابان مدرس است را همه بیرجندی ها می شناسند ، همانی را که آنها را روزگاری می رساند به سرسبزترین و بهترین منطقه گردشگری بیرجند، به(( بند دره ))همان جایی که ۱۰ سال پیش طرح منطقه نمونه گردشگری اش به منظور توسعه صنعت گردشگری مصوب شد

ادامه نوشته

از پاستور تا بهشت

صادق - اولین ها همیشه در تاریخ ثبت می شوند. اولین رئیس جمهور، اولین دولت، اولین اتفاق در یک حوزه، اولین انتخابات. انتخابات ۸۴ نیز در نوع خود یک اولین بود.اولین انتخاباتی بود که در طول عمر جمهوری اسلامی به دور دوم کشیده شد تا یک نسل دومی، یک نسل اولی را در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری شکست دهد و برای اولین بار یک شهردار رئیس جمهور شود. احمدی نژاد اولین شهرداری بود که رئیس جمهور اسلامی ایران شد.احمدی نژاد در خرداد ماه ۸۴ در حالی در یک هفته مانده به انتخابات که کمتر صاحب نظر سیاسی ای او را شانس پیروزی در انتخابات می دانست، به پیروزی رسید و توانست در دور دوم اکبر هاشمی رفسنجانی را با اختلاف چند میلیون رأی شکست دهد. در آن ایام عطریانفر در بیرجند و در پاسخ به خبرنگاری گفت:« شما را به خدا به هرکس می خواهید رأی بدهید اما به احمدی نژاد رأی ندهید.» احمدی نژاد با شعار گفتمان انقلاب اسلامی و عدالت و مهرورزی به پاستور راه یافت. رئیس جمهور نهم ودهم در طول دوران هشت ساله ریاستش بر هیات دولت با فراز و فرودهای فراوانی همراه بود.اما با نگاهی کلی می توان دو دوره حضور احمدی نژاد را به دو بخش تقسیم کرد. بخش نخست که چهار سال اول را شامل می شد، همراه با اولین هایی بود که تحسین جریان موسوم به اصولگرا را به همراه داشت. اجرای طرح هدفمندی رایانه ها،سفرهای استانی و مسکن مهر از این دست طرح ها بود. البته برخی از این طرح ها هرچند اجرایشان جسارت خاصی را می طلبید و در صورت اجرای صحیح امکان ایجاد تغییراتی شگرف در کشور به وجود می آمد. اما به همان اندازه اجرای غیرکارشناسی آن می توانست برای نسل های بعد خسارات زیادی را به ارث بگذارد. در آن مقطع زمانی شتابزدگی رئیس دولت سبب شد تا نکات ریز مدیریتی نادیده گرفته شده و عده ای سودجود بدنبال ساخت کلاهی از این نمد برای خود باشند. طرح مسکن مهر عده زیادی را صاحب خانه کرد هرچند همان گونه که گفته شد عده زیادی با پشت هم اندازی در فضای به وجود آمده به ثروت های هنگفتی رسیدند.طرح هایی مانند هدفمندی یارانه ها نیز که سال ها معطل اجرا مانده بود بالاخره در دوره احمدی نژاد به اجرا درآمد اما باز هم نظارت ناکافی سبب شد تا ۸۰ میلیون یارانه به جمعیت ۷۰و اندی میلیون نفری ایران داده شود. بخش دوم ریاست احمدی نژاد بر قوه مجریه را می توان محدود به دولت دهم دانست.انتخاب مشایی به عنوان معاون اول و مخالفت رهبری با آن، یازده روز دورکاری و عزل بدون هماهنگی وزیر اطلاعات و چند کار دیگر از نقاط سیاه دوره افول احمدی نژاد بود.با تغییر دولت و تحویل آن به حسن روحانی ، احمدی نژادی که حتی حاضر نبود در جلسات مجمع تشخیص شرکت کند را مجاب ساخت تا در تمامی جلساتی که در آن عضویت دارد حضور یابد.احمدی نژاد به خوبی می دانست که فراموش شدن برای مردان سیاست سخت و غیرقابل باور است برای همین منظور سعی می کرد تا در مناسبت ها و مراسم مختلف حضور پیدا کند. رسانه های مکتوب و مجازی که به این امر واقف شده بودند نیز لحظه لحظه حضورش را شکار می کردند. چندین ماه که از آغاز دولت یازدهم گذشت، فیل رئیس دولت های نهم و دهم یاد هندوستان کرد و احمدی نژاد به یاد روزهای خوش ریاست عزم سفرهای استانی کرد. سفرهایی که همه می دانستند جنبه تبلیغاتی و انتخاباتی دارد اما خودش مصر بود بر اینکه این سفرها برای تبیین گفتمان انقلاب اسلامی صورت می پذیرد. در سال پایانی دولت یازدهم محمود احمدی نژاد که از گوشه و کنار زمزمه رد صلاحیتش نیز به گوش می رسید ترجیح داد تا برای آمدنش از مقام معظم رهبری استفتا نماید.استفتایی که در ۹ شهریور ماه انجام شد و معظم له با صراحت به او اعلام کرد که حضورش در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به صلاح نیست. این توصیه ای بود که به گفته آگاهان سیاسی در انتخابات یازدهم به هاشمی رفسنجانی نیز شده بود. توصیه ای که هاشمی برخلاف آن عمل کرد. سفر احمدی نژاد به گرگان پس از توصیه مقام معظم رهبری سبب شد تا عده ای از معظم له بخواهند به صورت رسمی نظرشان را بیان فرمایند. اعلام نظر رسمی معظم له در جلسه در خارج فقه، احمدی نژاد را بر آن داشت تا برخلاف هاشمی در نامه ای خطاب به مقام معظم رهبری مراتب انصرافش از انتخابات و به تبع آن پایان دادن به سفرهای استانی اش را اعلام دارد.کسانی که احمدی نژاد را می شناسند بارها گفته اند که او هرگز حاضر نخواهد بود از میان ستارگان سپهر سیاست ایران جدا شود و برای بازگشت راه های مختلف را امتحان خواهد کرد. محمود احمدی نژاد که در انتخابات ۸۴ از ساختمان بهشت به ساختمان پاستور نقل مکان کرده بود در اندیشه برگشت پذیر کردن این معادله سیاسی است. برای این منظور به احتمال بسیار زیاد سعی خواهد کرد تا در انتخابات شوراها با ارائه لیستی در گام نخست اکثریت شورا را به دست آورد و به دنبال آن شهرداری تهران را. هرچند با توجه به ترکیب فکری و نگاه مردم تهران به احمدی نژاد ، این افق کمی دور از دسترس رئیس دولت های نهم و دهم خواهد بود اما سیاست ایران نشان داده است که دقیقه نود تعیین کننده برنده این رقابت خواهد بود. از طرفی نباید قالیباف و طرفدارانش را در انتخابات آتی شوراها نادیده گرفت. اگر او برای بار سوم خود را در معرض رأی مردم قرار دهد، دیگری نخواهد توانست تمرکزی بر شوراها داشته باشد و باید با کرسی شهرداری تهران خداحافظی کند. در آن سوی میدان جریان اعتدال و اصلاح طلبی قرار دارد که سعی می کند با بدست آوردن اکثریت شورا صندلی ریاست پایتخت را به مهدی هاشمی بدهند. باید دید در انتخابات آینده احمدی نژاد خواهد توانست بر جریانات اعتدال، اصلاح طلبی و بدنه اصولگرایی که از نظر فکری با او در تضاد است فائق آید و دوباره به بهشت بازگردد.

روایت یک روز کاری در برخی ادارات استان: اینجا همه مشغول می زنند

روی میزش پر از کاغذ و پوشه است و به دلیل شلوغی میز مجبور شده تعدادی از پوشه ها را روی صندلی همکارش که مرخصی است بگذارد، بادقت به برگه ها نگاه میکند تا مبادا عددی از زیر دستش رد شود آخر هزار تومان هم اینجا هزار تومان است، صف انتظار به ۶ نفر رسیده اما او با کمال آرامش کارش را انجام میدهد و در پاسخ به هر تازه واردی میگوید چند لحظه تشریف داشته باشید.

ادامه نوشته